«شهر زیبا» روایتی تلخ و انسانی درباره نوجوانی به نام اکبر است که به دلیل قتل، در آستانهٔ اعدام قرار دارد. اعتماد تنها امید اوست؛ دوست و همراهی که تلاش میکند رضایت خانوادهٔ مقتول را جلب کند. داستان در میان پیچیدگیهای قانونی، تنشهای خانوادگی و درگیریهای احساسی، به پرسشی بزرگ میرسد: آیا میتوان بخشید وقتی همهچیز از دست رفته به نظر میرسد؟ فیلم با تمرکز بر رابطهٔ میان قربانی و مجرم، نقدی عمیق بر ساختارهای اجتماعی و عاطفی جامعه ارائه میدهد و تصویری واقعی از تقابل خشم، عدالت، احساس گناه و امید میسازد.