«مانش» داستان سه مهاجر است که هرکدام از گوشهای از جهان سر از سرزمینهای غریبه درآوردهاند. آنها با تصور ساختن آیندهای بهتر، وطن را رها کردهاند اما در سرزمین جدید با واقعیتهایی روبهرو میشوند که هیچ شباهتی به رویاهایشان ندارد. این نمایش با زبانی صریح و احساسی، تلخیهای مهاجرت، تنهایی، بیهویتی، استثمار و فروپاشی روحی انسان دورافتاده از وطن را به تصویر میکشد و نشان میدهد گاهی «رفتن» نهتنها راهحل نیست، بلکه آغازی برای زخمهای تازه است. در کنار روایت هر شخصیت، نمایش تلاش میکند به مخاطب هشدار دهد که مهاجرت بدون شناخت و برنامه، میتواند مسیر زندگی را به شیبی تند و بیبازگشت تبدیل کند.