فیلم «قفس طلایی» روایتی اجتماعی و خانوادگی از سرنوشت امیر، کوچکترین فرزند خانوادهای متمول به نام ایزدی است. پدر خانواده با آرزوی آیندهای روشنتر، امیر را برای تحصیل و پیشرفت به خارج از کشور میفرستد؛ تصمیمی که در ظاهر قرار است مسیر موفقیت او را هموار کند. اما اقامت در غربت و تفاوتهای فرهنگی و فکری، بهتدریج شکافی عمیق میان امیر و خانوادهاش ایجاد میکند. سوءتفاهمها و اختلافها به جایی میرسد که رابطه او با خانواده قطع میشود. در این شرایط، منصور، برادر بزرگتر، برای بازگرداندن امیر راهی آمریکا میشود تا هم پیوندهای گسسته خانوادگی را ترمیم کند و هم از فروپاشی بیشتر این خانواده جلوگیری نماید. داستان فیلم در بستر تقابل سنت و مدرنیته، مهاجرت، فاصله نسلی و بحران هویت شکل میگیرد و نشان میدهد که گاهی آنچه «قفس طلایی» به نظر میرسد، میتواند رویای موفقیتی باشد که بهای سنگینی دارد.